عنوان وبلاگ تغییر اما هنوز هم در مورد سندرم دم اسب & به من

من عنوان وبلاگ من تغییر کرده است. چرا? نه از خستگی و یا فقط شهوت و میل تغییر, بسیاری از آخرین پست من اتفاق افتاد. I'll soon post about it, but for now we can say that the Lord has changed my view of what has happened to me... و اهداف فوری خود را پشت آن.

ایمان من به من از طریق این دیده "نبرد" با سندرم اسب دم (CES) تا کنون, اما من تا به حال هیچ ایده که در آن سفر ایمان من شد عنوان. بله, من تعجب که چرا این اتفاق افتاده بود, آنچه خدا به من می خواستم برای یادگیری و چگونه باید آن را. همه ما می دانیم که همه چیز بد اتفاق می افتد به مردم خوب و چیزهای خوب اتفاق می افتد به مردم بد. ما همیشه می خواهند بدانند که چرا و اغلب پاسخ ما این است که ما هیچ وقت نفهمیم که چرا در این طول عمر بنابراین ما فقط باید با آن زندگی می کنند. I've heard a lot over the years about people with terrible injuries and diseases "مبارز" یا "مبارزه با" آن چیزهایی که به دنبال یا خراب کردن و یا زندگی خود را. دوستان و اقوام توسط لمس شده است, و برخی از دست داده به, آسیب یا بیماری. حالا نوبت من است.

What I came to realize is that I had stopped growing spiritually and I was barely being effective in God's Kingdom. خدا می خواست خیلی بیشتر از من اما من به پای درآمد "مسابقه موش صحرایی" و خودم را به کار من اختصاص داده شده. Don't get me wrong, کار مهم است, اما خیلی بیشتر بود رنج می برد. ارتباط من با همسرم, زمان و خدمات خود را به خدا و لذت از زندگی من رفته بود. از طریق این زمان از یک زندگی تغییر, که در آن زندگی روزمره از بلند شدن و رفتن به محل کار یک چالش فیزیکی تخلیه برای من است, I've seen myself as battling CES as though my faith, شن و عزم و اراده که مورد آزمایش قرار گرفتند. در حالی که آنها در حال آزمایش شد, that wasn't all. تمرکز من در دوره نقاهت به مراتب بیشتر از پزشکان و درمانگران فیزیکی بوده است که تا به حال فکر می کردم من می توانم, بیشتر از پژوهش های پزشکی گفت: من می توانم. من که قرار بود به نفع خود من "نبرد". I didn't, and don't, برگزاری این ایده از بهبود کامل اما هدف من این بوده است که قادر به راه رفتن بدون کمک دوباره - هدف بلند پروازانه برای کسی که با CES.

این نگرش من است که مورد نیاز در حال تغییر بود. من این را به عنوان یک چالش که در آن ایمان من به من از طریق دیدن و بیرون آمدن از طرف دیگر از این من اعتباری به خدا را دیدم. من یک سرباز وفادار در خدمت او. هیچ چیز اشتباه با آن, but... خدا از من خواست. همه از من. او از من برای یک مدت طولانی می خواست تا به. من فکر کردم من خودم سال ها پیش به طور کامل به او داده بود. He has used me in so many ways everywhere I've lived. اما همانطور که گفتم, من به آرامی پشت در به در نظر گرفتن نعمت او و در حال اجرا با آن برای مقاصد خود من حتی بدون در نظر گرفتن تضعیف شده بود او. همسر من تلاش برای کمک به من را ببینید, اما من خیلی در هدف من متمرکز شد - که بوده است به طوری که دور از دسترس و در حال حاضر, because of God's blessing, در چنگ من بود. نگرش من به آرامی تغییر کرده است و دیگر خوب بود. God's smackdown on me physically also affected me emotionally, ذهنی و روحی و همچنین. سرانجام, همه چیز دور محروم شد اما روحانی. که من پیدا کردم که من خودم به عقب از خدا گرفته بود و او به من دعوت به خودم را به طور کامل به او. فقط این بار, من درک می کنم این است که عمق بیشتری را در این تعهد از من همیشه قبل از ممکن تصور وجود دارد.


در اوهایو طوفان derecho ماه ژوئن 29, 2012, ما درخت خاکستر که از دست داده بود 85 متر طول. دو مرد نقل قول واقعا خوب در برش درخت به ما, حذف از بیخ و بن, و تخلیه آن همه دور. آنها کشف آنها می تواند از آن در انجام 2 روز, 6 ساعت در روز . استامپ فوق العاده خیره بود. هنگامی که آنها بر روی آن آغاز شده, آنها دریافتند آن بود ریشه های ضخیم در حال اجرا در همه جهات برای بسیاری از, بسیاری از فوت. آن را برای اره خود را بیش از حد غلیظ بود. آنها در آن را با محور خرد شده و مشغول به کار 3 روز از صبح تا تاریک. آنها حتی فرد آمده کمک به حال. و هنوز هم از بیخ و بن باقی مانده است. در نهایت آنها یک چرخ کنده اجاره و انجام بهترین خود را. که بیخ و بن آنها را برای روز بد ضرب و شتم. در پایان, آنها انجام چیزی است که ما نیاز به ترک تپه کوچک که در آن درخت شده بود, اما, هنوز ریشه های وجود دارد که در زیر تپه. و آنها به سر برده بود 40 ساعت در این پروژه. نقل قول خود را به دست آورده آنها کمتر از $6 در ساعت.

That's how it is when I first gave myself "کاملا" به خدا. من تو را دیدم چه شبیه تعهد کامل و ساخته شده است که تعهد. با گذشت زمان, وجود دارد بیشتر و بیشتر نشان داد اما من تا به حال به اهداف و رویاهای من خیلی بود و هیچ زمان وجود دارد, بدون اتاق, برای واقعا به خودم به خدا به عنوان به طور کامل به عنوان او می خواست. در زمان, من در زمان به عقب چیزی است که من به او داده بود. ناگهان, در این سال, خدا همه چیز تغییر. زده با آسیب که بقیه عمر خود را عوض, فاصله گرفتن بسیاری از چیزهایی که من می خواستم برای انجام و تحقق, من در حال حاضر زمان برای او به حال. I've learned that He wants all of me, and I've made that commitment to Him. اکنون, هر بهبودی من است خوب با من. البته بودن که من هستم, من هنوز هم برای بهترین نتایج ممکن خواهد هل دادن می شود. همانطور که با بسیاری که خدا در گذشته مورد استفاده قرار, او قرار علامت خود را در مالکیت من - CES من. این یک یادآوری است که از من است, که قدرت من بستگی دارد, و است که کنترل کامل زندگی من. ما به خدا نمی دهد کمی, و یا حتی بزرگ, در زندگی ما. او می خواهد تمام زندگی ما را به عنوان بخشی از او. او می خواهد به زندگی خود را از طریق ما. That's what the Bible means when Paul wrote in the 8th Chapter of Romans that we who believe are being shaped and molded by God to be just like Jesus. نه فقط شخصیت ما, اما شخصیت درایوهای انگیزه, و از انگیزه می آید اقدامات. خدا با استفاده از حوادث در زندگی ما تبدیل به ما (رومی ها 12), و او ما را به افرادی که فکر می کنم تبدیل, عمل, سخن گفتن, و عشق درست مثل عیسی. چرا? So He can reach people who don't know, or those who don't care about His love.

No wonder so many in America today don't want anything to do with Christianity or church - در چگونه ما مسیحیان زندگی می کنند نگاه! That isn't God's plan. زمان برای من با این طرح دریافت. و من دیگر مبارزه CES, اما یک علامت مالکیت در من و از تعهد من به خدا است. بنابراین در حال حاضر "زندگی من با سندرم دم اسب" و به این ترتیب به نام های جدید برای وبلاگ من.


 

پیشرفته توسط Zemanta

Trackbacks

  1. […] I laughed when I read these! Well as much as one can laugh while in the worst pain I’ve ever felt. I already had most of these return or get immediate attention symptoms!! The woman said that these were just generic discharge instructions for herniated discs and not specific to me. Most medical literature states that decompressive surgery must be done within 24-48 hours or the outcome is far worse. Once those 48 hours are gone, you’re pretty well going to wind up disabled for the rest of your life. So says the literature. I can tell you right now that that is not always the case as I’m living proof, but that is another story. Other medical literature says that the surgery must be done within 6-12 hours to effect the outcome. Still other studies say that time to surgery doesn’t affect the outcome. Why such divergence? Cauda Equina Syndrome is rare. No one knows exactly how rare, but my research of available estimates would indicate no more than a few hundred new cases a year in the U.S. It ultimately took 2 weeks for my surgery to be performed. The surgery at Riverside Methodist Hospital in Columbus, OH went well, I went through Acute Rehab there for a week after the surgery. I then went through 15 sessions of Physical Therapy at NovaCare in Westerville, OH. My outcome is that I have some normal feeling again in my waist area somewhat in my thighs and in my shins. I have painful tingling in other parts of my thighs and in my feet. My calves are mostly numb unless pressed uponthen I can tell the leg muscles are cramped up, but the good part is that I can’t feel the cramps. I do stretches several times a day for calves and hamstrings. I use vision for balance and the leg weakness has diminished, i.e. strength has returned, to the point where I can walk about 500 feet with a cane and about 125 feet unassisted. Bowel and bladder functioning is that they function, I just can’t control them or tell when I have to goI get surprises. I try to go on a regular schedule to avoid surprises and I can tell most of the time when my bladder is getting close to the leaking point. I get a minute or two of warning on bowel movements most of the time, but I don’t generally feel them. In other words, my delayed surgery should have left me disabled, in bed, cathing myself, and on pain killers. I work full time, am ambulatory over short distances don’t need cathing, and am on mild, non-narcotic pain relievers. In short, my recovery has been great. One of the best. اما, I still have a life of everyday being a physical challenge and struggle. That won’t change, but that’s okay (subject of another story.) I did a lot of wondering if I would have gotten back to normal, or almost normal, had I had surgery quickly, در داخل 48 ساعت. Feeling that the care I received from the ER doctor was negligent, I took everything to a Columbus, OH attorney. He called on another attorney in Cleveland, OH for a second opinion. They both agreed that malpractice was committed, that the ER doctordropped the ballas one of the attorneys put it. اما, due to the standards for malpractice claims in Ohio, both attorneys felt that proving that the doctor’s negligence greatly affected my outcome (my really much better than predicted by the facts outcome) would be an insurmountable challenge in court. Since that is the portion that really drives the dollar amount of any settlement, and thus the attorney’s fees, my remarkable recovery makes pursuing the malpractice and negligence of the ER doctor not feasible. So the summary is that the laws in Ohio say that what I’ve been through, and will go through the rest of my life, amounts to nothing. Our legal system is such that only lucrative cases are pursued. And our medical system does not educate doctors, nurses, and first responders adequately nor does it keep them updated. Had the ER doctor realized that bladder retention and not only incontinence is an indicator, we would have been golden. The info regarding retention is widely available on the internet and in medical journals. To discount the correct diagnosis on the basis of 1 symptom is not what I want in a doctor. I feel that justice has lost in this one. اما, I am at peace with this as I relate in this postMy Blog Title Changed but Still About Cauda Equina Syndrome and Me. […]

s2Member®
وبنوشتنویس این را دوست: